به دنیا اومدن تو و....
آراد کوچولو چند روز بیشتر باقی نمونده بود تا تو رو ببینم و تو هم که اصلا نمیذاشتی من بخوابم واقعا چند روز نخوابیدم از بس تکون میخوردی البته منم گرمایی شده بو دم خاله هات و بابا وسایل اتاقت رو چیدن و تو جشنی به نام سیسمونی نداشتی چون مامان و بابا معتقد به این مراسم ها نیستن .دکترت رفته بود مسافرت و دکترت رو عوض کردیم اونم برای این که چند تا عمل تو روز 2 خرداد داشت وقت به دنیا اومدنت رو گذاشت همون روز، قبل عمل رفتیم بیمارستان و سلامت شما چک شد نمیدونی چه حالی داشتم فرداش تو میومدی و من هیچی درباره بچه داری نمیدونستم و فقط اطلاعاتم در حد&nb...
نویسنده :
مامان الی
22:46











